۱۶۵ - خواهر تازه
دیشب خواب دیدم در خانه ای هستم که هال وسط و دورش اتاقها بودند . خانه آشنا بود . پشت میز تو هال نشسته بودم . خواهرم که تازه پیداش کرده بودم کنارم نشسته بود روی صندلی کناری . داشت از شوهرش جدا میشد . شوهرش بعد از جدایی داشت میرفت خارج . بهش گفتم فقط وطن رو فراموش نکن . دو تا چمدون داشت . یکیش سفید و خ...
۱۶۶ - کوچه های تودرتو
دیشب خواب دیدم رفته بودم آموزش و پرورش! وقتی اومدم بیرون دنبال کت ام میگشتم انگار قبل از ورود باید کتها رو تحویل یکی میدادیم . به اون یارو گفتم کت من اونه ولی فهمیدم کتم دست خودمه اونها آخرین کتی رو که دستش بود و من گفتم مال منه انگار صاحبشو میشناختن و منو شماتت کردند. دنبال راه خروج از اون محل بودم...
۱۶۴ - کوچه های زیبای خطرناک
ساعتی پیش خواب دیدم در مکانی میخواهیم عبور کنیم ظاهراً کوچه ای در محلات قدیمی شهر . کنار کوچه حدود ده متر پایینتر رودخانه عمیقی رد میشد که دور و برش سبزه هم بود زیبا بود ولی خطرناک مردم هل میدادند و به زور مراقب بودم تا پرت نشم پایین . سوار وسیله ای بودم مثل اتوبوس روباز یا موتورسیکلت عمومی . از کوچ...
۱۶۳ - خوابیدن
چند شب پیش خواب دیدم انگار تو پهباد نشستم و دارم یه ماشین شاسی بلند رو دنبال میکنم که از میان تپه ها داشت میرفت و خودم هم تو ماشین بودم!تو یه خواب دیگه پشت فرمون بودم و دخترم هم پیشم بود یه دفعه دیدم خوابش برده و مثل مومی ها ولو شده کف ماشین و لابلای دنده و فرمون! انگار خریدهای یه خانم چادری رو زیر ...
۱۶۲ _ آموزش نظامی
همین دو ساعت پیش خواب دیدم یه سرباز آمریکایی داره من و یکی دیگه رو آموزش میده انگار از دست ما خسته شده باشه یه کلت برداشت و در ادامه ی خشابش یه چیز استوانه ای رو بهش پیچ کرد ظاهراً یه نارنجک بود ولی شبیه مین منور بود ولی کوچیکتر . ظاهراً میخواست با چکاندن ماشه منفجر بشه و از دست ما راحت بشه . من بهش...
۱۵۹ - خواهر صخره نورد
دیشب خواب دیدم جایی هستم مثل اقامتگاهی بالای کوه یا امامزاده ای که نرده داشت و در شیب صخره ای هشتاد درجه . چیزهایی دستم بود که از صخره افتاد پایین خواهر کوچیکه جستی زد ( دو پرش ) (با چادر و چاق)داشتم فکر میکردم چطور میخواد بیاد بالا ... Adblock test (Why?)
۱۶۰-توالتهای خراب
چند شب پیش خواب دیدم در خانه ای هستم با دو توالت هردوشون پر شده بود و حتی از یکیشون فاضلاب بیرون میزد!
۱۶۱ - مهمانیهای پر درد سر
دو شب پیش خواب دیدم تو اداره هستم یکسری زنهای بدحجاب و بچه و مرد که ظاهرامهمان ما بودند ولی خونه رو بلد نبودن اومدن تو اداره داشتم دنبال پالتوم میگشتم که ببرمشون خونه ولی پیداش نمیکردم بعد یادم اومد ماشینمو نیاوردم فکر کردم ماشین همکارمو بگیرم برسونمشون بچه ها خیلی سروصداوشلوغ میکردن میزهارو جابجا ک...
۱۵۵- مار و لاک پشت
دیروزحدودای یک بعد از ظهر خواب دیدم اهل خانه میگویند ماری در خانه آمده است . بدنبال مار گشتم تابلویی بر دیوار بود که قسمتی از آن شیشه ای بود و ماری را دیدم که پشت شیشه مثلاً پنهان شده بود حدودا دو متر طول داشت وقطری حدود سه سانتیمتر . ناگهان از گوشه تابلو که مانند ساعتهای کوکو بود لاک پشتی بیرون آمد...
۱۵۶-ساختمان تکراری
ساعتی پیش برای چندمین بار خواب دیدم در همون ساختمون چند طبقه هستم ایندفعه دنبال کتابخونه میگشتم داشتم از یکی آدرس میپرسیدم مهدی را... رو دیدم اول رفتم به طبقات بالا بعد یکی گفت کتابخونه تو زیرزمین و طبقه همکفه انگار اونجا داشتند امتحانی شبیه کنکور میدادند. Adblock test (Why?)
۱۵۷- پرچم امام جواد(ع)
پرچمی تقریبا مستطیل به رنگ قهوه ای روشن یا نقره ای بر دیوار نصب بود چیزهایی بر آن نوشته شده بود بر آن دست میکشیدم فقط امام جواد(ع) را یادم هست. Adblock test (Why?)
۱۴۴ _ سگها
در خرابه های حوالی روستا روی زمین افتاده بودم سگها از دور پارس میکردند و می خواستند نزدیک شوند بدنبال سنگ میگشتم نه سنگی بود و نه میتوانستم تکان بخورم Adblock test (Why?)
۱۴۵ - خوراک سگ شکم پر
دیشب خواب دیدم مهمانی رفته ام خانه زن سابقم . خانه ی خرابه ای بود . تکه های دیوار کنده شده بود . غذا روی اجاق بود . مانند براده های آهن دور آهنربا ... براده ها داشتند از مرکز جدا میشدند صدایی همانند صدای دیو بلند شد . ظرف غذا ترکید . محتویات ظرف به اطراف پخش شدند و سگی بزرگ از ظرف غذا بیرون پرید . س...
۱۴۶ _ شهید همسایه
دیشب خواب پسر عموهای بقالی سر کوچه(۳۵ سال پیش) را دیدم حسین و ابوالفضل . راستش دیشب یادم افتاد در دوران بچگی از بزرگه کتک خوردم درست یادم نیست . یکیشون اومد تو خوابم داشت میگفت زندگینامه اش در کتابی چاپ شده است و گفت برایم کتاب را تهیه میکند و چیزهای دیگری هم گفت که یادم نیست . صبح که از خواب پا شدم...
۱۳۶ _ گردباد و امضای رهبر
دیشب خواب دیدم نامه ای چند برگی وجود داشت که رهبر در زیر آخرین صفحه آن برایم دستوری نوشته بودند . چند نفر پیشم آمدند و گفتند با اینکه رونوشت دستور برای کسان دیگری هم نوشته شده ولی اصل نامه برای من دستور خورده است . چند شب قبل تر خواب دیدم از پنجره خانه به بیرون نگاه کردم ودیدم گردبادی بسویمان میاید ...
۱۳۷_. سگ و کرکس
چندی پیش خواب دیدم در خانه قدیمی عمویم در روستا هستم در یک کارتن چند جوجه مرغ جیک جیک میکردند نباید از کارتن بیرون میامدند . آنها را آزاد کردم سگی از خانه اش بیرون آمد و شروع کرد به خوردن جوجه ها با کفشی در دست چندین سیلی به پوزه سگ زدم آن سگ رفت و سگی قوی تر آمد آنرا هم به همان نحو زدم اما سگ بعدی ...
۱۳۸_ تهران قدیم
چند شب گذشته دو بار خواب نماز جماعت دیدم . دیشب دیدم با چیزی شبیه مینی بوس در حال سفری کوهستانی هستیم کسی کنارم نشسته بود از پیچ خطرناکی رد شدیم دره ای آن طرف بود ما حسابی از ترس خم شدیم از دور دست ساختمانهای تهران و شهرک اکباتان پیدا شد انگارکه تهران ۱۰۰ سال پیش بود فرد کناری من گفت امیرکبیر دو اثر...
۱۳۹_ حمله درندگان
خانه ما در محیطی نیمه جنگلی و میان تپه های پراکنده بود درندگان مدام به ما حمله میکردند زاویه دوربین گویا توسط کوادکدپتر تنظیم میشد گاهی بالا میرفت گاهی سرعت میگرفت . درندگان مبهم بودند
۱۳۵_ آیت الله سیبویه
چندشب پیش خواب دیدم باچندنفرکه احتمالاهمگی بچه بودیم در حرم بودیم وازاین حیاط به اون صحن میرفتیم آیت الله سیبویه هم بامابود در شمایل کودکی حدودا۵ساله که خیلی شبیه کودکی خواهرم بود.فکرمیکنم عمامه وحتی ریش بلندی هم داشت
131-شکنجه
پریشب خواب دیدم در یک اتاق نیمه تاریک بودم به زنجیر کشیده شده بودم. عریان بودم ولی عریانی خودم را نمی دیدم.ظاهرا اسیر بودم مثلا اسیر بعثیها.کسی داخل شد که صورتش پیدا نبود.سرپوشی عجیب بر سر داشت مثل شیطان پرستها.میخواست مرا شکنجه کند.مرا زیر دوش آب برد.سیم برق پیدا بود.مایعی اسید مانند از کنار به من ...