۱۹۴ - ستاره دریایی
یک ستاره دریایی درون یک سطل در خانه داشتم هی میخواست بیرون بیاد با تقلا اومد بالا حرکات انسانگونه صورتش جالب بود افتاد روی فرش با کمی آب!
۱۹۵ - بیماری اینترنتی
فردی از نزدیکان مریض شده بود و من بدنبال کارهایش بودم جایی مثل پشت پیشخوان پذیرش بیمارستان چند پزشک داشتند بحث میکردند که آیا این مبحث زیر مجموعه اینترنت است که فلان دارو را بخواهد یا نه؟! Adblock test (Why?)
۱۹۳ - هیئت
دیشب خواب دیدم همراه خواهر کوچکم گویا راه را گم کرده بودیم داشتیم پرسون پرسون دنبال آدرس میگشتیم برای استراحت زیر چادر یک هیئت در حال برپایی توقفی کردیم یکی از خادمین داشت یک بسته بزرگ رختخواب میگذاشت خواهرم یک لحظه گم شد رفته بود دستشویی از یک دریچه کوچک سر از یک غذاخوری در آوردیم برای برگشت دیدم د...
۱۹۲ - شمشیر و شمع
دیشب خواب دیدم یک خانواده پاکستانی اومدن خونمون . گفتم بزرگتون کیه گفتن یه خواهر بزرگتر داریم که قم زندگی میکنه نمیدونم سر چی دعوامون شد یکیشون شمشیر کشید . فکر کنم شبیه سای بود . دسته قشنگی داشت لبه های دسته روبه تیغه شمشیر بودن ولی تیغه یه تیکه میلگرد بود بعد فضا آروم شد و اون شمشیر مثل یک شمع شد ...
۱۸۹ - خوشه ی پروین
حوالی ظهر بود خواب دیدم رو به دریا هستم هوا نیمه ابری بود و تاریک روشن . از لابلای ابرهای آسمان ستارگانی تقریبا شبیه خوشه ی پروین شروع به نلٱلؤ و نورافشانی کردند! Adblock test (Why?)
۱۹۰ - فرزانه کابلی و ظرف انگور
دیشب خواب دیدم یه زن و مرد منو دزدیدند زنه فرزانه کابلی بود . جایی دیگه خواب دیدم انگورهایی سبز رنگ همراه با برگ و شایدم شاخه مانند یک دیس بطرز زیبایی میفروختند. Adblock test (Why?)
۱۸۸ - مادرجون و برادربزرگ
چند شب پیش خواب دیدم برادرم میخواهد خانه اش را تعمیر یا نظافت کند یک پنجره کشویی بزرگ داشت که به پنجره ی همسایه ها وصل بود پنجره ها را یکی یکی میکشید خانه ی چند همسایه به هم ریخت همسایه ها غرغر میکردند ولی آمدند به کمکش چون خانه خودش از همه بیشتر بهم ریخته بود.دیشب خواب دیدم مادرجون آمده خانه ی مان ...
۱۸۷ - تمساح
دیشب خواب دیدم برای کاری رفته بودم دانشگاه . رفتم دستشویی از ده تا نه تاش خراب بودکف زمین خاک و گل و گنداب از لابلای گل ولای تمساح بیرون میزد حدودا یک تایک و نیم متری بودند ولی چاق و چله بودند من شکایت تمساح ها رو به مسیولین بردم و گفتم حتی میتوانند یه انسان را بخورند وقتی برگشتم دیدم کیفمو جا گذاشت...
۱۸۵ - زنبوری به بزرگی گوسفند
دیشب خواب دیدم در میدان جنگ صبح روز بعد از عملیات بود با حشراتی بزرگ روبرو شدم مشخصا زنبوری به بزرگی یک گوسفند حس خوبی داشتم اصلا ترسی وجود نداشت یک گوسفند و یک شتر در اندازه طبیعی هم بود احتمالا حشرات غول پیکر دیگری هم بودند که در خاطر نماند! Adblock test (Why?)
۱۸۶ - دزدان خانه
دیشب خواب دیدم عده ای مزاحم پیرمرد و پیرزنی میشدند.صدایی گفت اسراییلیا اومدن. یکیشون دیدم چشم بند بسته بود حالا چه جوری راه میرفت نمیدونم انگار میخواستند اونا رو با ایجاد ترس و رعب و وحشت و حتی آزار فیزیکی مجبور کنند خونشون ترک کنند.فضای بدی بود! Adblock test (Why?)
۱۸۳ - گرگ و کانگرو
چند شب پیش خواب دیدم من بایک نفر دیگر گرگ هستیم و داریم به یک کانگرو حمله میگیم شمایل گرگ وجود نداشت و کانگرو هیچ دفاعی نمیکرد و خون و دریدنی هم درکارنبود! Adblock test (Why?)
۱۸۴ - آموزش نظامی
دیشب خواب دیدم در محله ای قدیمی در جنوب شهر هستم ظاهراً مسافر بودم و داشتم از اونجا رد میشدم فضا قشنگ و دلنشین بود . امامزاده ای و کنارش هم مدرسه طلبه ها . اتوبوسی ظاهراً صبح زود راه افتاده بود و در یک خیابان باریک توقف کرد و راننده رفت نمازشوبخونه . در مدرسه طلبه ها یکی از دوستان ظاهراً مربی آموزش ...
۱۸۲ - دایی مصطفی
ساعتی پیش خواب دیدم جایی هستیم شبیه پشت بام یک برج مسکونی همسایه ها و فامیلها افطاری گرفته بودند دایی مصطفی(خدا رحمتش کنه) هم کمک میکرد پشت بامها با نردبان به هم وصل بودند داشتم میفتادم دایی کمکم کرد.در جایی دیگر پسر خواهرم(کودکی۵ساله)یک سینی پر استکان و نعلبکی آورد به ما بدهد دستی هم من زدم تا سینی...
۱۷۹ - حوض سیمانی
زمان بچگی تو حیاط خونمون یه حوض داشتیم تقریبا با عمق ۵۰ سانت و عرض یک متر و طول یک و نیم متر . ساعتی پیش خواب دیدم حوض با سیمان پر شده و تقریبا باغچه ها هم بیشترشان همینطور . در جایی دیگر فضایی شبیه اسباب کشی چیزی شبیه کفی یک تخت دوتکه بزرگ مثلاً به ابعاد سه در پنج متر که اول میخواستم یک گوشه اش را ...
۱۸۰ - نیسان سفید نان هوای برفی
دیشب خواب دیدم در جاده ای دارم رانندگی میکنم جلوم یه نیسان سفید بود یه دفعه سرعتشو کم کرد که به یه فرعی سمت راست بپیچه خیلی مویی ردش کردم بعد که ازش رد شدم برگشتم چون من هم باید به اون فرعی میرفتم( شبیه این اتفاق در بیداری برام افتاد) . خواب دیدم در گرگ و میش صبحگاهی زدم بیرون که نون بخرم صف نونوایی...
۱۸۱ - پدر و مادر
خواب دیدم دانشجویی اروپایی در حال ثبت نام در یک دانشگاه ایرانی است من هم یکی از مسئولین ثبت نام بودم هنگامیکه کارش تمام شد داشت میرفت که من به فرد ثبت نام کننده گفتم فلان نکته ناقص است بدنبال دانشجوی خارجی رفتم فرم ثبت نام را با ناراحتی داد. داشتم ورق میزدم حدودا پنج برگ آچهار بود فضا هم شبیه باغچه ...
۱۶۹ - دزد قرآن
عصری خواب دیدم تو همین خونه ای که دو ساله اومدم اینجا تو کتابخونه بودم دیدم قرآنی با پوشش پارچه ای مخمل قرمز رو زمین بود دزد میخواست ببردش که تا منو دید فرار کرد قرآن رو برداشتم و داشتم تمیزش میکردم که دست دزد به سمت من اومد تا اونو از من بدزده فریادی زدم بخاطر اینکه دزد رو فراری بدم و از خواب پریدم...
۱۷۰ - دزد دوچرخه
خواب دیدم یه دختربچه حدودا سه ساله رو دزدیدم و اونو سوار دوچرخه ای کردم که اونم دزدی بود . دخترک روی زین بود و من پیاده با یکدست مراقبش بودم که نیفته و با دست دیگه دوچرخه رو هدایت میکردم . در کوچه ها گم شده بودم . دخترک از من خیلی خوشش نمیآمد! Adblock test (Why?)
۱۷۱ - باسن و پستان چاق بیمار
دیشب خواب دیدم زن سابقم به طرز بیمارگونه ای چاق شده جوریکه سمت چپ و راست باسنش به بزرگی پرتقال یا بزرگتر برآمده شده و پستانش آویزان و بلند و پیچیده شده! Adblock test (Why?)