دیشب خواب دیدم برای کاری رفته بودم دانشگاه . رفتم دستشویی از ده تا نه تاش خراب بودکف زمین خاک و گل و گنداب از لابلای گل ولای تمساح بیرون میزد حدودا یک تایک و نیم متری بودند ولی چاق و چله بودند من شکایت تمساح ها رو به مسیولین بردم و گفتم حتی میتوانند یه انسان را بخورند وقتی برگشتم دیدم کیفمو جا گذاشتم و احتمالا چترمو!
برچسب:
نویسنده: آریا رستمیان