خرید بک لینک

۲۲۵ - زندانی

۲۲۵ - زندانی

خواب دیدم تو زندان هستم گروهی از زندانیان در جایی شبیه گوشه یک سوله بزرگ مانند آنکه در کلاسی نشسته باشند . گوشه پایین سمت چپ دیوانه ای روی یک صندلی نشسته بود و مأمور بود کسی از آن گوشه فرار نکند . در بیرون زندان در پشت همان گوشه نیسانی پارک بود و من به همراه چند نفر داشتیم نقشه فرار می‌کشیدیم . کسی داشت بیان میداد که چند میله رو به هم وصل میکنیم و داشتم تمرین می‌کردم تا تونستم از اون میله بالا برم برای فرار ... در داخل زندان صحبت از این بود اون دیوانه که حالش بد شد فرصت میشه برای فرار... فرد دیوانه روی یک صندلی جلوی کلاس نشسته بود و بقیه روی زمین روبروی اون... دیوانه کم کم حالش داشت خوب میشد و داشت میفهمید قضیه چیه... سرشو گذاشتم تو بغلم مثل برادر بزرگی که سر برادر کوچیکشو تو بغل بگیره !!!

برچسب: نویسنده: آریا رستمیان تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 17:56

صفحه بندی