خرید بک لینک

دیشب خواب پسر عموهای بقالی سر کوچه(۳۵ سال پیش) را دیدم حسین و ابوالفضل . راستش دیشب یادم افتاد در دوران بچگی از بزرگه کتک خوردم درست یادم نیست . یکیشون اومد تو خوابم داشت میگفت زندگینامه اش در کتابی چاپ شده است و گفت برایم کتاب را تهیه میکند و چیزهای دیگری هم گفت که یادم نیست . صبح که از خواب پا شدم گفتم خدا اگه شهید شده بخشیدمش حال خاصی داشتم یه جورایی شرمنده شدم براش فاتحه هم خوندم

برچسب: نویسنده: آریا رستمیان تاريخ: شنبه 10 ارديبهشت 1401 ساعت: 18:48

صفحه بندی