چندشب قبل هم خواب دیدم درمحله ای قدیمی امامزاده ای باشکوه وجوددارد(مانندحرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع))، احساس میکنم چندین باردیگرنیزاین مکان رادرخواب یابیداری دیده ام،ظاهرابه خانواده فقیری کمک میکردم که دختری جوان داشتند.پدرم آمدوگفت میخواهم به خواستگاری دخترشان بروم برای تو!(من متاهل هستم)... ومن ناراحت به صورت قهرازآنجادورشدم. صحن بزرگ امامزاده هنوزدریادم هست وظاهرادربین درهای ورودی،آن خانواده فقیرزندگی میکردند.کوچه ی جلوی امامزاده هم حالتی شبیه محلات جنوب شهرداشت.
برچسب:
نویسنده: آریا رستمیان