خرید بک لینک
خاله ی من چندسال پیش فوت شده.چندشب پیش خواب دیدم دربستربیماری خوابیده وهمه میدانیم که درحال مرگ است وغمگین بودیم.من،خواهربزرگم واحتمالایکی دیگرازخاله هایم درکنارش بودیم.درخانه ای بودیم قدیمی باحیاطی وباغچه ای.دوباربه من گفت ازخانه اش چیزی برایش بیاورم یاکاری برایش انجام دهم.

چندشب قبل هم خواب دیدم درمحله ای قدیمی امامزاده ای باشکوه وجوددارد(مانندحرم حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع))، احساس میکنم چندین باردیگرنیزاین مکان رادرخواب یابیداری دیده ام،ظاهرابه خانواده فقیری کمک میکردم که دختری جوان داشتند.پدرم آمدوگفت میخواهم به خواستگاری دخترشان بروم برای تو!(من متاهل هستم)... ومن ناراحت به صورت قهرازآنجادورشدم. صحن بزرگ امامزاده هنوزدریادم هست وظاهرادربین درهای ورودی،آن خانواده فقیرزندگی میکردند.کوچه ی جلوی امامزاده هم حالتی شبیه محلات جنوب شهرداشت.

برچسب: نویسنده: آریا رستمیان تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 15:20

صفحه بندی